الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
129
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
به بيان ندارد . سپس دومين گفتارى را كه براى ابطال دعوت پيامبر ص مطرح مىساختند بيان مىكند مىفرمايد : « آنها مىگويند اين ( قرآن ) جز دروغ بزرگى كه به خدا بسته شده چيز ديگرى نيست » ! ( * ( وَقالُوا ما هذا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً ) * ) . « افك » ( بر وزن فكر ) چنان كه قبلا هم گفتهايم به معنى هر چيزى است كه از صورت اصلى دگرگون شود ، لذا بادهاى مخالف را « مؤتفكات » مىگويند ، سپس به دروغ و تهمت و هر سخن خلافى « افك » گفته شده ولى به گفته بعضى « افك » به دروغهاى بزرگ گفته مىشود . با اينكه تعبير به « افك » براى متهم ساختن پيامبر ص به دروغ كافى بود ولى آنها با كلمه « مفترى » آن را تاكيد مىكردند ، بىآنكه هيچ دليلى بر اين ادعاى خويش داشته باشند . و بالآخره سومين اتهامى را كه به پيامبر ص بستند تهمت « سحر » بود ، چنان كه در پايان آيه مورد بحث مىخوانيم « كسانى كه كافر شدند هنگامى كه حق به سراغشان آمد گفتند : اين چيزى جز سحر آشكار نيست » ! ( * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ ) * لما جاءهم * ( إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ) * ) . عجب اينكه اين گروه گمراه هر سه تهمت خود را با صريحترين تاكيد كه همان حصر است بيان مىكردند ، يك جا مىگفتند اين فقط سحر است جاى ديگر مىگفتند : اين فقط دروغ است ، و بالآخره در جاى سوم مىگفتند : او فقط مىخواهد شما را از معبودهاى نياكان باز دارد . البته اين سه نسبت ناروا با هم تضادى ندارد - هر چند آنها از كلام ضد و نقيض ابا نداشتند - بنا بر اين دليلى ندارد كه طبق گفته بعضى از مفسران ما هر يك از اين تهمتها را به گروهى از كافران نسبت دهيم . اين نكته نيز قابل توجه است كه در مرتبه اول و دوم قرآن جمله :